"پست ثابت"

 

بلاگفا همه چی را بهم ریخت!!!"

 

سلام خدمت دوستان عزیز، این وبلاگ از بهمن 86 راه انداخته بودم که تا به حال ادامه داشته اما متاسفانه بلاگفا همه مطالب و آرشیو وب و تمام نظرات دوستان را حذف کرد، که بعد از این واقعه تصمیم داشتم دیگه ادامه ندم، اما اخیرا نسخه پشتیبانی که تا تاریخ شهریور 91 از وبلاگم گرفته بودم توی آرشیوم پیدا کردم، پس تصمیم گرفتم مجددا از همان مطالب استفاده کنم، لذا چنانچه بعضا مطالب تکراری بود قبلا از همه دوستان عذر خواهی میکنم.

"استراتژی بازاریابی ملا نصرالدين"

 

حکایت مدیریتی

 

"استراتژی بازاریابی ملا نصرالدين"

 

 

ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌کرد و مردم با نيرنگ، حماقت او را دست مي‌انداختند و دو سکه به او نشان مي‌دادند که يکي از طلا بود و دیگری از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد و اين داستان در تمام شهر پخش شده بود. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سکه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سکه نقره را انتخاب مي‌کرد.

 تا اينکه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينکه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ تو سکه طلا را بردار نه سکه نقره را. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند.

ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين کلک چقدر پول گير آورده‌ام.

 

"اگر کاري که مي کني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشکالي ندارد که تو را احمق بدانند."

 

منبع: كوئيلو، پائولو. 1383. پدران، فرزندان، نوه‌ها. ترجمه آرش حجازي

 

زندگی پنجره ای . . .

 

زندگی پنجره ای . . .

 

روز گذشته یکی از دوستان نزدیکم که به من لطف و محبت فراوان داره قصد مسافرتی طولانی را داشت که دیدار از نزدیک شاید به این زودی میسر نمیشد ، محبت کرده کتابی به من هدیه داد، در ابتدای این کتاب متنی با دست خط زیبای خودش برام نوشته بود، ضمن آرزوی موفقیت و سر بلندی برای این دوست عزیز و مهربان، این متن زیبا را به یاد او در این پست می آورم. 

 

زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود،

تا که این پنجره باز است جهان با ماست،

آسمان،

 نور،

 خدا،

 عشق،

 سعادت با ماست،

فرصت بازی این پنجره را در یابیم.

 

"فکر کنید!"

 

فکر کنید!

 

یادش بخیر سال دوم راهنمایی که بودیم معلمی داشتیم به اسم آقای اصنافی ؛ که هر کجا هست خدا یارش باشد، این آقای اصنافی گذشته از اینکه درس ریاضی را خیلی خوب تدریس می کرد در خیلی موارد هم با حرف ها و کلمات زیبای خود به ما درس زندگی میداد ؛ و در واقع ما را نصیحت می کرد. یکی از نصیحت های ایشان این بود که به ما می گفت: همیشه و در همه جا  و قبل از انجام هر کاری: 

 

 "فکر کنید!"

 

و به پیشنهاد آقای اصنافی این جمله را با خط درشت روی مقوا نوشته و توی کلاس بالای تخته سیاه زده بودیم که همیشه در منظر دید ما باشد؛ و از ما خواسته بود که همین کار را در خانه هم انجام بدهیم و در اتاقمان بزنیم تا هیچوقت این جمله را فراموش نکنیم.

شاید در آن زمان نمی فهمیدیم که این جمله میتواند یک تحول بزرگ در زندگی ما ایجاد کند ...... باید اقرار کرد که چه شکست هایی را متحمل شده ایم و یا ناملایماتی را در زندگی دیده ایم که اگر فقط یک بار قبل از انجام عملی فکر کرده بودیم مطمئناً وضعیت و جایگاهمان در زندگی خیلی بهتر از حال می شد.

 

در باب تفکٌر حضرت رسول اکرم ( ص ) نیز می فرمایند:

"يك ساعت تفكٌر، برتر از هفتاد سال عبادت است."

 

پس:

 

"فکر کنید!"

 

"داستان صداقت و راستی"

 

"داستان صداقت و راستی"

مردی بود بسیار غیور ، با زنی که بسیار با جمال و زیبا بود ازدواج کرد و به همین دلیل، هرگز اجازه نمی داد که زنش از خانه بیرون برود. و چون آن مرد بیرون می رفت در را محکم بسته و قفل بر در می زد و اجازه نمی داد که کسی به خانه او رفت و آمد کند.

زن به شوهرش گفت: چرا اینقدر کار را به من سخت می گیری و زندگی را به من زندان کرده ای ، حال اگر زنی فاسد و بد نهاد باشد، این گونه قفل و بست ها چاره کار نبوده و اثر و نتیجه ای نخواهد داشت ، ولی شوهرش به این حرفها اعتنائی نمی کرد و سختگیری هایش ادامه داشت، تا آنجا که زن تصمیم گرفت به طریقی شوهر را متوجه اشتباه خود کرده و حرف خود را ثابت نمای.

پیرزالی همسایه اش بود که گاهی از شکاف دیوار با هم به درد دل و صحبت می پرداختند، روزی با وی گفت که با فلان جوان که در بازار دکان طلا فروشی دارد، تماس گرفته و پیام عشق مرا به او برسان و بگو که مدتها است عاشق اویم و در این عشق نیز سخت بیقرارم.

جوان چون این پیام را شنید و از زیبائی و حسن زن آوازه بسیاری شنیده بود، آتش عشق در دلش مشتعل گشته و جواب داد: از هم اکنون من نیز بیقرار تو ام ولی با شوهری که تو داری، من چه توانم کرد و این وصال چگونه میسر خواهد شد؟

زن جواب داد: من تدبیری می کنم تا مواصلت روی دهد ، اگر طالب من هستی، صندوقی درست کن و به شوهرم بگو که عازم سفر هستی و صندوقچه ای پر از طلا و جواهرات و نفایس داری که جز به شما مرد امانتدار به کس دیگر نمی توانم اعتماد کنم، آنگاه به خانه خود رفته، در صندوق قرار گیر و به غلام خود بگو صندوق را با کلید ش به خانه ما آورد. جوان چنان کرد.

غلام صندوق را به خانه آن مرد آورد. زن پیش آمد و گفت که: این چیست؟ مبادا که فردا صاحبش بگوید که فلان و فلان چیز در صندوق بوده است و الحال نیست. بهتر اینکه سر صندوق را بگشائی و ببینی که چه چیز در آنست. غلام سر صندوق را گشود در حالی که از مطلب آگاه نبود.

پس جوان سر از صندوق بیرون کرد. چشمش بر آن مرد افتاد و مرغ عقلش پرواز کرد و چون آن مرد نظرش بر آن جوان افتاد بر جای خود خشک گشت و خواست که او را صدمه بزند. زن گفت که: این عمل از من شده است و او تقصیری ندارد. من می خواستم مطلب خود را بر تو معلوم سازم که اگر زنی بد کار باشد، شوهر نمی تواند او را به جبر و زور خود نگاه دارد!

 

" گفتم، گفتا " ( سلمان ساوجی )

 

" گفتم، گفتا "

 

گفتم خیال وصلت، گفتا به خواب بینی

گفتم مثال رویت، گفتا در آب بینی

گفتم به خواب دیدن، زلفت چگونه باشد ؟

 گفتا که خویشتن را، در پیچ و تاب بینی

گفتم رخ تو بینم، گفتا زهی تصور

گفتم به خواب جانا، گفتا به خواب بینی

گفگفتم لب تو دیدم، صد جان بهاست او را

گفتا مبصری تو، در لعل ناب بینی

گغتم که زلف و رویت، بنمای تا ببینم

گفتا که در چنین شب، چون آفتاب بینی ؟

گفتم خراب گشتم، در دور چشم مستت

گفتا که هر چه بینی، مست و خراب بینی

تم که روز "سلمان"، شب شد ز تار مویت

گفتا نگر به رویم، تا ماهتاب بینی

"سلمان ساوجی"

"نامه ای از ویکتور هوگو"

 

 

"نامه ای از ویکتورهوگو"

 

امروز یه نامه ای به دستم رسید. میدونین این نامه از کی بود ؟. . . . .

این نامه، از "ویکتور هوگو" نویسنده توانا و شهیر فرانسوی بود، که البته خودش مستقیم برام نفرستاده بود؟ بلکه یکی از دوستان از طریق ایمیل ارسال کرده بود که در همین جا از ایشون تشکر میکنم .

 شما هم دوست دارین این نامه را ببینید؟. . . . .

پس اگه دوست دارین، بفرمائید شما هم بخونین:

 

قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که،

 عاشق شوی .....

و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد

واگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد

و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی

آرزو مندم که اینگونه پیش نیاید .....

اما اگر پیش آمد ،

باید بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .....

 

برایت همچنان آرزو دارم،

دوستانی داشته باشی .....

از جمله دوستان بد و ناپایدار .....

برخی نادوست و برخی دوستدار .....

که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.

 

و چون زندگی بدین گونه است .....

 

برایت آرزومندم که،

 دشمن نیز داشته باشی ......

نه کم و نه زیاد . . . . . درست به اندازه

تا گاهی، باورهایت را مورد پرسش قرار دهند

که دست کم، یکی از آنها اعتراضش به حق باشد ......

تا که زیاد به خود غره نشوی ......

 

و نیز آرزومندم،

مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....

تا در لحظات سخت

وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است

همین مفید بودن کافی باشد، تا تو را سرپا نگاه دارد

 

همچنین برایت آرزومندم،

صبور باشی ......

نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند ......

چون این کار ساده ای است

بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند ......

و با کاربرد درست صبوریت، برای دیگران نمونه شوی

 

و امیدوارم،

 اگر جوان هستی،

خیلی به تعجیل، رسیده نشوی .....

و اگر رسیده ای، به جوا ن نمائی اصرار نورزی

و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی .....  

چرا که هر سنی،

خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است

بگذاریم در ما جریان یابد .....

 

امیدوارم،

 سگی را نوازش کنی، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی، وقتی که آواز سحرگاهیش را سر میدهد .....

چرا که به این طریق ،

 احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان .....

 

امیدوارم،

که دانه ای هم بر خاک بیفشانی .....

هر چند خرده باشد .....

و با روییدنش همراه شوی .....

تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد

 

به علاوه امیدوارم،

 پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی .....

و سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی

"این مال من است"

فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !

 

و در پایان،

 اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی

و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی

که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان

باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید .....

 

 اگر همه اینها که گفتم

برایت فراهم شد .....

دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم .....

 

"ویکتور هوگو"

"چون تو مرا بسوزي، از سوختن برستم"(مولانا شمس تبریزی)

 

"چون تو مرا بسوزي، از سوختن برستم"

 

 

گفتم که عهد بستم  وز عهد بد برستم

گفتا چگونه بندي  چيزي که من شکستم

با وي چو شهد و شيرم  هم دامنش بگيرم

اما چگونه گيرم چون من شکسته دستم

اي حلقه هاي زلفش پيچيده گرد حلقم

افغان ز چشم مستش کان مست کرد مستم

آمد خيال مستش مستانه حمله آورد

چندان بهانه کردم وز دست او نرستم

حلقه زدم به در بر آواز داد دلبر

گفتا که نيست اينجا يعني بدان که هستم

گفتم که بنده آمد گفت اين دم تو دامست

من کي شکار دامم من کي اسير شستم

گفتم اگر بسوزي جان مرا سزايم

اي بت مرا بسوزان زيرا که بت پرستم

من خشک از آن شدستم تا خوش مرا بسوزي

چون تو مرا بسوزي از سوختن برستم

هر جا روي بيايم هر جا روم بيايي

در مرگ و زندگاني با تو خوشم خوشستم

اي آب زندگاني با تو کجاست مردن

در سايه تو بالله جستم ز مرگ جستم


" مولانا شمس تبریزی "

 

نیایش "جبران خلیل جبران"

 

 پروردگارا :

به من آرامش ده،

تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییردهم

دلیری ده،

تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

بینش ده،

تا تفاوت این دو را بدانم

مرا فهم ده،

تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن ، مطابق میل من رفتار کنند.

 

 "جبران خلیل جبران"

 

"به قدر فهم تو ......"

 

 

به قدر فهم تو ......

 

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان،

اما به قدر فهم تو کوچک می شود،

و به قدر نیاز تو فرود می آید،

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود،

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود،

و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک می شود،

و به قدر دل امیدواران گرم می شود ......

پدر می شود یتیمان را و مادر،

برادر می شود محتاجان برادری را،

همسر می شود  بی همسر ماندگان را،

طفل می شود عقیمان را،

امید می شود ناامیدان را،

راه می شود راه گم گشتگان را،

نور می شود در تاریکی ماندگان را،

شمشیر می شود رزمندگان را،

عصا می شود پیران را،

عشق می شود محتاجان به عشق را   .....

خداوند همه چیز می شود همه کس را،

به شرط اعتقاد،

به شرط پاکی دل،

به شرط طهارت روح،

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس،

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا،

و مغزهایتان را از هر اندیشۀ خلاف،

و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک،

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار .....

وبپرهیزید از ناجوانمردی ها،

ناراستی ها،

نامردمی ها!

چنین کنید تا ببینید که خداوند،

چگونه بر سر سفرۀ شما،

با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند،

و بربند تاب ، با کودکانتان تاب می خورد،

و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند،

و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند ......

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود،

که به شیطان پناه می برید؟

که در عشق یافت نمی شود؟

که به نفرت پناه میبرید؟

که در سلامت یافت نمی شود که به خلاف پناه می برید؟

قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنید،

و با عظمت عشق پر کنید،

زیرا که عشق،

چون عقاب است،

بالا می پرد و دور.....

بی اعتنا به حقیران در روح،

کینه،

چون لاشخور و کر کس است،

کوتاه می پرد و سنگین .....

و جز مردار به هیچ چیز دیگر نمی اندیشد.

"مثلث عشق"

 

اینم یه نکته از دوستی عزیز و مهربان

قلب مهربانت

مثلثي را مي ماند

 در درياي عشق
مرا در خود كشيدي برموداي من!!!

 

"ولادت امیر المؤمنین حضرت علی (ع) مبارک باد"

 

"ولادت امیر المؤمنین حضرت علی (ع) مبارک باد"

 

فردا بیست و ششم تیرماه 1387 مصادف با ولادت پر برکت امیر المؤمنین حضرت علی (ع) و روز پدر است. روز بزرگ مردی که خود پدر همه یتیمان بود و با دستهای مبارک و پر مهر و محبت خویش ، یتیمان را نوازش میکرد و آنان را مورد الطاف خود قرار میداد. این روز فرخنده بر همه خانواده ها و بخصوص پدران گرامی مبارک باشد.

به مناسبت این روز مبارک و برای خانواده هائی که به هر نحوی پدر خود را از دست داده اند و پدری نیست که آنان را در آغوش گرم خود بگیرد، شعری زیبا از شاعره شهیر ایران زمین  پروین اعتصامی" که در سوگ پدرش سروده را انتخاب کرده ام که تقدیم آنان میکنم.

 

وی چنین میگوید:

 

پدر ! آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل

تیشه‌ای بود که شد باعث ویرانی من

یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند

مرگ ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من

مه گردون ادب بودی و در خاک شدی

خاک ، زندان تو گشت، ای مه زندانی من

از ندانستن من، دزد قضا آگه بود

چو تو را برد، بخندید به نادانی من

آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت

کاش میخورد غم بی‌سر و سامانی من

به سر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم

آه از این خط که نوشتند به پیشانی من

رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی

بی تو در ظلمتم، ای دیده‌ی نورانی من

بی تو اشک و غم و حسرت، همه مهمان منند

قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من

صفحه‌ی روی ز انظار، نهان میدارم

تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من

دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده است

چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من

عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری

غم تنهائی و مهجوری و حیرانی من

گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند ؟

که شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من

من که قدر گهر پاک تو میدانستم

ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من

من که آب تو ز سرچشمه‌ی دل میدادم

آب و رنگت چه شد، ای لاله‌ی نعمانی من

من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد

که دگر گوش نداری به نوا خوانی من

گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم

ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من

 

"کونوسوکی ماتسوشیتا"

 

"کونوسوکی ماتسوشیتا"

 

میدونید مدیر شرکت پاناسونیک کی بود ؟

 

او کسی جز کونوسوکی ماتسوشیتای ژاپنی نبود ،که زندگی سخت و طاقت فرسائی را پشت سر گذاشت و باخلاقیت و پشتکار مثال زدنی به موفقیتی بزرگ دست پیدا کرد .

 

کونوسوکی ماتسوشیتا می گوید:

برای کسب موفقیت در کار باید:
۱.سرعت داشت .
      
۲.تدبیر به کار گرفت.

۳.صرفه جوئی کرد.

۴.توانا بود.

 

كونوسوكي ماتسوشيتا در سال 1894 در دهكده‌اي در كشور ژاپن به نام واسامورا به دنيا آمد. ماتسوشيتا فرزند كوچك خانواده ده نفري خود بود. بر پايه معيار‌هاي ژاپني آغاز سده بيستم، افراد خانواده ماتسوشيتا را مي‌توان خانواده مرفه به شمار آورد اما در سال 1899 به دليل ورشكستگي پدر، اوضاع اقتصادي خانواده فروپاشيد و مرحله جديدي از زندگي براي ماتسوشيتا و خانواده اش آغاز شد. ترك محل سكونت، دوري از خانواده، ترك تحصيل، پرداختن به كار سخت، مصائبي بود كه ورشكستگي پدر براي او به ارمغان آورد. به دليل فقر و بيماري و نداري، ماتسوشيتا در 27 سالگي ، تمام اعضاي خانواده خود را از دست داده بود. اين سالها همراه با ابتلاء وي به نوعي بيماري ريوي بود كه تا پايان عمرش گريبان گير او بود. او در سال 1917، در حالي كه در شغل خود موفق بود شركت محل كار خود را ترك كرد و تصميم گرفت از آن به بعد براي خود كار كند. او از يك دوران كودكي سخت، يك دوره شاگردي، كارآموزي فرهيخته گرديد و به راهي تازه گام نهاد.

ماتسوشيتا در سال 1917 با 100 ين پس انداز خود و چهار نفر دستيار، كسب و كار خود را آغاز كرد. اين مبلغ برابر 5 ماه حقوق وي بود. كارخانه ماتسوشيتا در درون خانه‌اي اجاره‌اي دو اتاقه وي برپا گرديد. همه سطح موجود براي كاركردن 5/14 متر مربع بود. در آن زمان كاركنان كارخانه ماتسوشيتا نه تجربه كاري داشتند و نه صاحب منابع مالي و پيوند و ارتباطات بودند. در اين زمان ماتسوشيتا كار خود را با توليد يك محصول و آن هم نوعي سرپيچ آغاز كرد. عناصر چهارگانه خلاقيت، خطرپذيري، سخت كوشي، فروتني و شيوه‌هاي جديد مديريتي ماتسوشيتا باعث شد كه در طي 72 سال از تأسيس كارخانه ماتسوشيتا، محصولات اين كارخانه (پاناسونيك) براي تمام مردم دنيا شناخته شده باشد و كمتر سازماني در طول عمر خود به موفقيت‌هايي كه كارخانه ماتسوشيتا دست پيدا كرد، دست يافته باشد. در اين سالها، او نه تنها شرافت و بزرگي خانواده را باز گرداند، بلكه جلال و شكوه اقتصادي و اجتماعي گذشته را پشت سر گذاشت. ثروت او چنان فزون شد كه مقايسه دارايي‌هاي وي با پدر يا پدربزرگ وي بي‌معني بود.

زندگي ماتسوشيتا مانند زندگي افسانه‌اي پريان بود كه به حقيقت مي‌پيوست. در حقيقت زندگي وي شبيه به قطار تندرو شهر بازي بود كه با سرعت به قله مي‌رسيد و با شتاب در سرازيري قرار مي‌گرفت. كودك تهي دست سالهاي 1899 به جايگاهي رسيد كه در پايان عمر خدمات نيكوكارانه وي بالغ بر 276 ميليون دلار شد. چندين كتاب در مورد مديريت و سرشت آدمي به نگارش درآورد كه سرلوحه برنامه مديران شد.

تأسيس مؤسسه صلح و شادماني، تأسيس دانشگاه مديريت و حكومت ماتسوشيتا، پديدآوردن جايزه ژاپن، از جمله كارهاي برجسته وي در دهه پاياني عمرش است. دريافت دكتراي افتخاري از دانشگاه واسدا، دريافت نشان شهر لوس آنجلس، دريافت نشان از سوي دولت هلند از جمله دستاورد‌هاي اوست. كونوسكي ماتسوشيتا در ساعت 10 بامداد 27 آوريل 1989 در بيمارستان درگذشت.

 

"دوست داشتن و عشق"(دکتر علی شریعتی)

 

"دوست داشتن و عشق"

 

دوست داشتن از عشق برتر است.

 

 

برگی از دفترچه یادداشت من:

این مطلب را سالیان قبل از نوشته های استاد دکتر علی شریعتی را در دفترچه ام یادداشت نموده ام:

_ دوست داشتن از عشق برتر است،

_ عشق یک جوشش کور است و پیوندی  از سر نابینایی ؛ اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال.  

_ عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع  دارد ؛ دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می گیرد.

_ عشق با دوری و نزدیکی در نوسان است ؛ اگر دوری به طول انجامد ضعیف می شود ؛ اگر تماس دوام یابد به ابتذال می کشد و تنها ، با بیم و امید و تزلزل و اضطراب و " دیدار و پرهیز " زنده و نیرومند می ماند ، اما دوست داشتن با این حالات نا آشناست ؛ دنیایش دنیای دیگری است.

 _ عشق گاه جابجا می شود و گاه سرد می شود و گاه می سوزاند ؛ اما دوست داشتن از جای خویش ؛ از کنار خویش ؛ برنمی خیزد ؛ سرد نمی شود که داغ نیست ؛ نمی سوزاند که سوزاننده نیست.

_ عشق غذا خوردن یک حریص گرسنه است و دوست داشتن " همزبانی در سرزمین بیگانه یافتن " است.

_ عشق نیرویی است در عاشق ؛ که او را به معشوق می کشاند ؛ دوست داشتن جاذبه ای است در دوست ؛ که دوست را به دوست می برد.

_ عشق تملک معشوق است و دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست

_ عشق هرچه دیرتر می پاید کهنه تر می شود و دوست داشتن نوتر.

_ از عشق هرچه بیشتر می نوشیم ؛ سیراب تر می شویم و از دوست داشتن هرچه بیشتر ؛ تشنه تر.

_ عشق لذت جستن است و دوشت داشتن پناه جستن.

_ عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن.

 

                                            "استاد دکتر علی شریعتی"

 

"معرفي بيست و پنجمین كتاب از استاد طهماسبقلي شاهرخشاهي"

 

"ایستگاههای فشار قوی ایزولاسیون هوا در ردیف ولتاژهای  بیش از 300 کیلو ولت"

 ( بهره برداری – طراحی – انتخاب تجهیزات )

 

مؤلف: طهماسبقلی شاهرخشاهی

 

 

 استاد گرامی جناب مهندس طهماسبقلی شاهرخشاهی زحمت کشیدند  کتاب" ایستگاههای فشار قوی ایزولاسیون هوا در ردیف ولتاژهای بیش از 300 کیلو ولت (بهره برداری – طراحی – انتخاب تجهیزات "  را برایم ارسال کردند، ضمن تشکر و سپاس بیکران از ایشان ، این کتاب در زمستان 86 توسط انتشارات بخش فنی- پژوهشی شرکت فرا نیرو در  یازده فصل ، 431 صفحه و به تعداد2000  نسخه به چاپ رسیده است .

 

در این کتاب می خوانیم :

فصل اول : خصوصیات ایستگاههای فشار قوی در ردیف ولتاژهای بیش از  300 کیلو ولت

فصل دوم : اتصال شینه ها و ترتیب تجهیزات در ایستگاههای  EHVوUHV

فصل سوم : اضافه ولتاژهای قطع و وصل در ایستگاههای EHVوUHV

فصل چهارم : شدت میدان الکتریکی در ایستگاههای فشار قوی در ردیف ولتاژهای

EHVوUHV

فصل پنجم : پدیده کرنا در ایستگاهها و تجهیزات فشار قوی در ردیف ولتاژهای 

  EHVوUHV

فصل ششم : ابعاد و اندازههای فواصل هوایی ایزولاسیون در ردیف ولتاژهای بالا و فوق بالا در ایستگاههای فشار قوی

فصل هفتم :  فواصل هوایی ایزولاسیون فاز- فاز در ردیف ولتاژهای بیش از 300 کیلوولت

فصل هشتم: حفاظت ایزولاسیون داخلی تجهیزات فشار قوی در قبال ولتاژهای موجی

فصل نهم : تخلیه جوی در محوطه ایستگاههای فشار قوی و روش مقابله با آن

فصل دهم : تجهیزات مقابله با قدرت راکتیو در ایستگاهها در ردیف ولتاژهای EHVوUHV

فصل یازدهم : جبران سازی سری در شبکه های انتقال 

 

"افكار، گفتار، رفتار، عادت، شخصيّت، سرنوشت"

  

" افكار، گفتار، رفتار، عادت، شخصيّت، سرنوشت "

 

 

مراقب افكارت باش كه گفتارت مي شود.

مراقب گفتارت باش كه رفتارت مي شود.

مراقب رفتارت باش كه عادتت مي شود.

مراقب عادتت باش كه شخصيّتت مي شود.

مراقب شخصيّتت باش كه سرنوشتت مي شود.

 

"اصل پنير سوئيسی (swiss cheese) در مديريت زمان"

 

"اصل پنير سوئيسی (swiss cheese) در مديريت زمان"

 

               اصل پنير سوئيسی در مديريت زمان بدين معناست كه حتي اگر وقت كمي داريد آن را صرف كارهاي جزئي و كم اهميت نكنيد، بلكه به انجام بخشي (ولو كوچك) از كار مهمتان بپردازيد.(پنير سوئيسی: پنير زرد رنگی است كه داخلش حفره هايی است.)

        فرض كنيم نيم ساعت به پايان وقت اداری مانده و دو كار داريم كه از نظر اولويت بندی كار اولويت اول مهمتر است ولی بيش از نيم ساعت وقت مي طلبد، لذا براساس اين اصل كار اولويت دوم راانجام نمي دهيم و همين نيم ساعت را به كار اولويت اول مي پردازيم، كه هر از مدتی اين كار كردن حالت حفره ای است كه در مجموع، كار به اتمام مي رسد.

 

" بهار " (رهی معیری )

 

 دوست عزیزی این قطعه شعر  " رهی معیری " را برام ارسال کرده ، گذاشتمش

                                 توی این پست تا دوستان دیگر هم استفاده کنند .

 

" بهار "

نو بهار آمد و گل سرزده ، چون عارض یار

ای گل تازه ، مبارک به تو این تازه بهار

با نگاری چو گل تازه ، روان شو به چمن

 که چمن شد ز گل تازه ، چو رخسار نگار

لاله وش باده به گلزار بزن با دلبر

 کز گل و لاله بود چون رخ دلبر گلزار

زلف سنبل ، شده از باد بهاری درهم

 چشم نرگس، شده از خواب زمستان بیدار

چمن از لاله ی نو رسته بود، چون رخ دوست

 گلبن از غنچه ی سیراب بود ،‌چون لب یار

روز عید آمد و هنگام بهار است امروز

 بوسه ده ای گل نورسته، که عید است و بهار

گل و بلبل ، همه در بوس و کنارند ز عشق

 گل من ، سر مکش از عاشقی و بوس و کنار

گر دل خلق بود خوش ، که بهار آمد و گل

 نو بهار منی ای لاله رخ گل رخسار

خلق گیرند ز هم عیدی اگر موقع عید

جای عیدی، تو به من بوسه ده ای لاله عذار

 "رهی معیری "

 

" مستانه " ( رهی معیری )

 

 

" مستانه"

 

هر چند، که در کوی تو مسکین و فقیریم

رخشنده و بخشنده ، چو خورشید منیریم

خاریم و طربناک تر از باد بهاریم

خاکیم و دلاویز تر از بوی عبیریم

از نعره مستانه ما ، چرخ پر آواست

جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم

از ساغر خونین شفق ، باده ننوشیم

و ز سفره رنگین فلک ، لقمه نگیریم

ما چشمه نوریم ، بتابیم و بخندیم

ما زنده عشقیم ، نمردیم و نمیریم

بر خاطر ما ، گرد ملالی ننشیند

آئینه صبحیم و غباری نپذیریم

هم صحبت ما باش ، که چون اشک سحر گاه

روشندل و صاحب اثر و پاک سرشتیم

از شوق تو ، بی تاب تراز باد صبائیم

بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم

باز آی و بده بوسه و بنشین و بزن جام

از یاد مبر وعده ، که عذری نپذیریم

آن کیست ، که مدهوش غزلهای " رهی " نیست

هر حاسد مسکین ، که براو خرده نگیریم

 

" رهی معیری "

 

"باران"(گلچین گیلانی)

 

"باران"

باز باران ، با ترانه

با گهرهاي فراوان

مي خورد بر بام خانه .

يادم آرد روز باران ،

گردش يك روز ديرين ،

خوب و شيرين ،

 توي جنگلهاي گيلان .

كودكي ده ساله بودم

شاد و خرم

نرم و نازك

چست و چابك

با دو پاي كودكانه

مي دويدم همچو آهو

مي پريدم از سر جو

دور مي گشتم ز خانه .

مي شنيدم از پرنده

از لب باد وزنده

داستان هاي نهاني

رازهاي زندگاني .

برق چون شمشير بران

پاره مي كرد ابرها را

تندر ديوانه ، غران

مشت مي زد ابرها را

جنگل از باد گريزان

چرخ ها مي زد چو دريا

دانه هاي گرد باران ،

پهن مي گشتند هر جا .

سبزه در زير درختان ،

رفته رفته گشت دريا

توي اين درياي جوشان ،

 جنگل وارونه پيدا .

بس گوارا بود باران !

به! چه زيبا بود باران !

مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني ،

رازهاي جاوداني

پندهاي آسماني

بشنو از من ، كودك من

پيش چشم مرد فردا ،

زندگاني ، خواه تيره  ، خواه روشن

هست زيبا

هست زيبا

هست زيبا 

 

                                                                   (شعر از: گلچین گیلانی)

 

 

" معرفي بيست و ششمين كتاب از استاد طهماسبقلي شاهرخشاهي "

 

"حفاظت و كنترل ديجيتال و هوشمند در شبكه هاي توزيع و فشار ضعيف"

 

مؤلف: طهماسبقلی شاهرخشاهی

 

     

   

   در هفته پاياني سال ۸۶ ، جناب استاد طهماسبقلی شاهرخشاهی با توجه به الطاف بيكراني كه نسبت به اين حقير داشته اند زحمت كشيدند آخرين كتاب منتشره را برايم ارسال كردند ، ضمن سپاس و تشكر فراوان از ايشان ، اين كتاب بيست و ششمين كتاب از تاليفات ايشان و دومين كتاب در موضوع شبكه هاي توزيع مي باشد. كه در زمستان ۸۶توسط شركت فرا نيرو به تعداد ۲۰۰۰ نسخه به چاپ رسيده است .اين كتاب شامل  مقدمه مؤلف و سيزده فصل ميباشد .

                                                                    

               در كتاب حاضر موارد استفاده از تكنولو‍ژي ديجيتال و ميكروپروسسور به منظور كنترل و حفاظت هوشمند در شبكه هاي توزيع و فشار ضعيف شرح داده شده است . استفاده از كنترل حفاظت هوشمند در شبكه هاي توزيع به منظور مقابله با خاموشيها و قطعي هاي نا بهنگام ناشي از پديده هاي روي داده در اين شبكه ها از اهميت ويژه برخوردار ميباشد . لذا بخش عمده مباحث ارائه شده در هر فصل به شرح پديده ها و خاموشيهاي نابجا و نابهنگام در شبكه هاي توزيع اختصاص يافته است . اين پديده ها در منابع فارسي تاكنون معرفي و شناخته نشده اند . در حاليكه عامل عمده بسياري از خاموشيها ، ناهماهنگي ها و حوادث روي داده در شبكه هاي توزيع را تشكيل ميدهند . 

 

نوشته شده در : یکم فرورد ین ماه ۱۳۸۷

 

" ميلاد رسول اكرم (ص) و حضرت امام جعفر صادق (ع) "  

 

"به مناسبت ميلاد پر بركت حضرت رسول اكرم (ص) و ميلاد پر سعادت حضرت امام جعفر صادق (ع) "

 

"تربيت فرزند"

به نقل از امام صادق (ع) ، رسول خدا (ص) فرمود:

" خداوند رحمت كند كسي را كه فرزندش را در نيكي و نيكو كاري كمك كند ."

شخصي پرسيد : چگونه فرزند را در نيكو كاريش ميتوان كمك كرد ؟

پيامبر اكرم (ص) فرمود:

در اين امور:

۱- آنچه كه فرزند درحد توان خود انجام داد ، از او بپذيرد.

۲- بيش از حد قدرت فرزند ، از او چيزي نخواهد.

۳- فرزند را به گناه و طغيان ، وادار نكند.

۴- به كودك دروغ نگويد ، و از كارهاي احمقانه در نزد كودك دوري نمايد.

 

نوشته شده در : یکم فرورد ین ماه ۱۳۸۷

 

 

"عجايب هفت گانه جهان"

 

"عجايب هفت گانه جهان"

   
  
          اين هفت بناي باستاني از آن جهت براي مردم بسيار عجيب به نظر مي رسند که انسانهاي قديم آنهارا با کمک ابزارهاي بسيار ابتدايي بنا نهاده اند وکاري ما فوق دانش روزگار خود انجام داده اندکه عبارتند از:

       
۱ـ اهرام مصر :

 ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد. هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون دوباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد وبه همين علت معمولا بدن موميايي شده فرعون را در تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي دادند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند. هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه "ساکارا" قرار دارد وبزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم "خئوپس" است که که در نزديکي "جيزه" قرار دارد. اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيدا کرده است.


۲ـ باغهاي معلق بابل :  

 گفنه مي شود که اين باغها توسط "بخت النصر" ساخته شد وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل "بيت المقدس" کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد اين باغهاي معلق را براي ملکه خو د که دختر "هوخشتر" پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کرد اين باغ ۵ طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود.

  
۳ـ مجسمه زئوس : 

مجسمه "زئوس" در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد. شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد. اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود .به نشانه احترام وپرستش "زئوس" که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود. جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئئن بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلنداي آ ن به ۱۳ متر مي رسيد.اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.  

     
۴ـ معبد ديانا :  

اين معبد ۵۵۰ سال قبل از ميلا د مسيح در ناحيه "افه سوس" در ترکيه کنوني ساخته شد. ساخت اين معبد آنقدر مهم بود که مردم شهرهاي گوناگون با فرستادن هدايايي در ساخت آن شرکت کردند و پس از تکميل از تمامي نقاط براي زيارت آن مي آمدند. طول و عرض معبد ۱۳۰ در ۶۹ متر بود و ۲۷ ستون از مرمر خالص سقف آن را نگه مي داشت که هر کدام از اين ستون ها حدود ۱۹ متر ارتفاع داشتند .ولي در سال ۳۶۵ بعد از ميلاد "اروس توستن" فقط به خاطر کسب شهرت وقدرت اين بنا را به آتش کشيد اما بعد مدتي آنرا تعمير کردند و تالار جديدي براي آن ساختند وسرانجام به فرمان "نرون" آن جا را به کلي ويران ساختند.

 
۵ـ مجسمه آپولو :

گفته مي شود که مجسمه "آپولو" که يکي از خدايان يونان قديم بوده است درنزديکي آسياي صغير و در مدخل خليج "رودس" برپا شده بود اين مجسمه از جنس برنز و به ارتفاع ۳۰ متر ساخته شده بود. نصب اين مجسمه بر روي زمين از شاهکارهاي معماري محسوب مي شده و مخصوصا حالت ايستاده آپولو در حالي که پاهاي خودرا باز کرده بسيار جالب بوده است. اما مجسمه در سال ۲۲۴ قبل از ميلاد مسيح بر اثر يک زلزله شديد سرنگون شد و تا ساليان درازي به همان ترتيب بر روي زمين باقي ماند پس از مدتي مردم براي استفاده از فلز برنز بدن مجسمه تکه هاي آن را جدا کردند تا آنکه بالاخره چيزي از آن باقي نماند.  

    
۶ـ آرامگاه ماسولوس : 

در سال ۳۵۲ قبل از ميلاد هنگاميکه "ماسولوس" پادشاه کاريس در ترکيه کنوني درگذ شت ُُُآرامگاه باشکوهي از مرمر خالص براي اودر شهر "هاليکارناس" بنا کردند. اين ساختمان چهار گوش و محيط آن ۱۴۰ متر بود و سقفي هرمي شکل داشت که بر روي تعدادي ستون استوار بود و بر بالاي آن مجسمه کالسکه پيروزي با چهار اسب که شاه وملکه بر آن سوار بودند نصب شده بود. بلندي اين مقبره به بيش ار ۴۰ متر مي رسيد و بارها توسط اعراب و بربر ها مورد حمله قرار گرفت تا اينکه به سبب زلزله شديدي از بين رفت اما در قرن نوزده ميلادي بخشهايي ازآن کشف گرديد که هم اکنون در موزه بريتانيا نگهداري مي شود.  

 
۷ـ فانوس درياي اسکندريه : 

شايد قابل استفاده ترين اين بناهاي هفتگانه چراغ دريايي بود که در بندر اسکندريه مصر برپا شده بود. اين بنا ۲۰۰ سال پيش از ميلاد مسيح توسط يکي از فراعنه وبراي تقديم به يکي از خدايان برپا شده بود . اين ساختمان که بر بالاي آن کوهي از آتش برپا مي شد وظيفه راهنمايي کشتي ها را داشت و در حقيقت اولين چراغ دريايي جهان بوده است . اين فانوس دريايي تا ۶۰۰ سال به خوبي انجام وظيفه کرد تا آنکه سر انجام بر اثر زلزله اي کاملا از بين رفت.

 

"شيوه هاي مطالعه"

 

"شيوه هاي مطالعه"

آگاهي از روشهاي درست مطالعه باعث مي شود تا فرد مطالب بيشتري را در مدت زمان كمتر و با ماندگاري طولاني تر بخواند . مطالعه درست به او كمك مي كند تا حافظه اش را از مطالب غير ضروري انباشته نكند . شيوه هاي مطالعه به تناسب هدف فرد از خواندن ، محتواي كتاب ، موضوع و نوع مطلب خواندني متفاوت است . اين روشها عبارتند از :

 

مطالعه اجمالي :

هدف از اين روش دستيابي به نكات مهّم در مدت زمان كوتاه و با سرعت بالاست . در اين روش فهرست مطالب ، خلاصه و نتيجه فصل ها مورد بررسي قرار مي گيرند . اغلب براي شناخت نخستين كتاب در خريد از اين روش استفاده ميشود .

 

عبارت خواني :

در اين روش خواننده چشم خود را عادت ميدهد تا بجاي توقف بر روي تك تك كلمات ، بتواند گروهي از آنها را يكجا ببيند و حركت سريعي داشته باشد . هدف اصلي اين روش ، افزايش سرعت مطالعه است .

 

سريع خواني :

هدف از اين روش آشنايي كلّي با مطلب خواندني است . اين روش براي مواردي كه بدست آوردن اطلاعات خاصي از لابلاي سطور مطالب مدّ نظر باشد ،قابل استفاده است .

 

دقيق خواني :

هدف از اين نوع مطالعه ، درك كامل مطلب و نگهداري آ ن به صورت منظم و منطقي در ذهن است . ويژگيهاي اين روش عبارتند از :

 

ـــ درك بهتر مفاهيم

 

ـــ تشخيص جزئيات مطالب

 

ـــ پيوند زدن اصول و مفاهيم به يكديگر

 

ـــ توانايي پاسخگويي به پرسشهاي مطرح شده

 

اين روش در متون علمي بيشتر استفاده ميشود .

 

 

خواندن متون علمي و هنري :

هدف از اين روش ،‌افزايش آگاهي و لذت بردن از شعر، داستان ، نمايشنامه و ديگر قالب هاي ادبي و هنري است . در اين روش بايد با استفاده از بار معنايي كلمات ، به عمق مقصود نويسنده پي برد .

 

"طهماسبقلي شاهرخشاهي"

 

 

"طهماسبقلي شاهرخشاهي"

 

              فرصت کوتاهی دست دادکه در خدمت استاد گرانقدر جناب مهندس طهماسبقلی شاهرخشاهی کسب فیض بنمایم. با توجه به تلاش گسترده و خدمات ارزنده ایشان به جامعه علمی و فنی . بخصوص با داشتن تالیفات متعدد. برخود لازم دانستم که در اینجا یادی ازاین استاد بزرگوار بکنم به این امید که شاید ذره ای از زحمات و تلاشهای شبانه روزی ایشان  جبران شود .

 

               طهماسبقلي شاهرخشاهي در سال 1346 از دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران ) فارغ التحصيل شده اند ، تا سال 1354 در شركتهاي تابع وزارت نيرو و از سال 1354 به طور عمده در واحدهاي صنعتي فعالّيت داشته اند . در سال 1355 با شركت كايزرـ تدبيرصنعت ، در امور نظارت و مهندسي پروژه فولاد اهواز و از سال 1356 با شركت مهندسين مشاور تكنولوگ در پروژه توسعه كارخانه آلومينيوم اراك همكاري نموده اند . از سال 1357 تا سال 1370 مديريت مهندسي و اجرايي سه پروژه عمده به منظور توسعه كارخانه فوق شامل پروژه شبكه توزيع 20 كيلوولت ، پروژه ايستگاه 230 كيلو ولت و پروژه واحدهاي يكسو كننده به ظرفيت100 مگاوات را عهده دار بوده اند . كلّيه امور مهندسي سه پروژه و تهيه مشخصات فني و اسناد لازم ، بدون نياز به مهندسين مشاور ، زير نظر مستقيم نامبرده ، آماده و تهيه شدند . از سال 1370 همزمان با اتمام پروژه هاي مورد اشاره ، همكاري خود را با ساير مراكز صنعتي از جمله فولاد كاويان ، فولاد اهواز ، شركت مهندسي آلومينيوم قشم ، شركت آلومينيوم نوين قم ، و واحدهاي پتروشيمي آغاز نمودند .

 

            طهماسبقلي شاهرخشاهي از سال 1973 عضو انجمن برق و الكتريك آمريكا ، يا  IEEEبوده ، در سال 1987 با توجّه به تأليفات متعدد به عنوان عضو عالي Senior  Memberپذيرفته شدند.نامبرده با زبانهاي انگليسي ، روسي و فرانسه آشنايي داشته است . از سال 1368 تا سال 1373 در دانشگاههاي صنعتي امير كبير و دانشگاه تبريز و از سال 1370 تا سال 1381 در دانشگاه آزاد واحد جنوب تهران تدريس داشته و هم  اكنون در دوره هاي تخصصي كارشناسان وابسته به مراكز آموزشي وزارت نيرو ، صنايع و معادن و پتروشيمي تدريس مينمايند .

 

نامبرده تجربيات خود را بصورت تاليفات متعدد در زمينه برق و انرژي منتشر نموده اند كه عبارتند از: 

1- وصل مجدد اتوماتيك در خطوط انتقال انرژي  ( 1361 ) (ناياب )

2- كليدهاي فشار قوي ـ جلد اول ( 1363 ) (ناياب )

3- كليدهاي نوع گازي ـ جلد دوم (ناياب ) ( 1365 ) (ناياب )

4- اضافه ولتاژهاي قطع و وصل در شبكه هاي فشار قوي ( 1368 ) (ناياب )

5- ايزولاسيون و طرح ايستگاههاي فشار قوي ( 1373) (ناياب )

6- رعد و برق و خطوط انتقال انرژي ( 1366 )

7- آلودگي محيط و ايزولاسيون تجهيزات فشار قوي (1377 )

8- طرح نوين انتقال انرژي ( 1368 )

9- طرح ايزولاسيون خطوط انتقال انرژي و محيط زيست ( 1373 )

10- برقگيرهاي فشار قوي بدون فاصله هوايي ( 1377 )

11- تئوري انتقال انرژي و طرح خطوط مدرن ( 1379 )

12- ايزولاسيون تجهيزات فشار قوي ـــ جلد اول ( 1379 )

13- قطع و وصل جريان متناوب در شبكه هاي فشار قوي ( 1381 )

14- حفاظت الكتريكي و رله هاي حفاظتي ژنراتورها ( 1381 )

15- برقگيرها در شبكه هاي توزيع و انتقال گرما ( 1382 )

16- رزنانس و فرورزنانس در شبكه هاي توزيع و انتقال انرژي ( 1382 )

17- روش خاموش نمودن قوس و انتخاب كليد ها (1383 )

18- ايستگاههاي فشار قوي با ايزولاسيون هوا ( 1383 )

19- حفاظت الكتريكي و رله هاي حفاظتي خطوط انتقال انرژي (1383 )     

20- حفاظت الكتريكي و رله هاي حفاظتي در مراكز صنعتي و واحدهاي توليدي  (1384 )

21- ايستگاههاي فشار قوي با ايزولاسيون گاز GIS  (1384 )

22- اضافه ولتاژها در شبكه هاي توزيع ( 1385)

23- حفاظت ديفرانسيل ديجيتال و هوشمند در ايستگاههاو تجهيزات فشار قوي (1385)

24- حفاظت  الکتریکی و رله های حفاظتی هوشمند در نيروگاهها ( 1385 )

25- ایستگاههای فشار قوی با ایزولاسیون هوا در ردیف ولتاژهای بیش از 300 کیلوولت ( 1386 )            

26- حفاظت و كنترل ديجيتال و هوشمند در شبكه هاي توزيع و فشار ضعيف ( 1386 )

 

کتب زیر چاپ : 

1- حفاظت  الکتریکی و رله های حفاظتی ترانسفورماتورها و راکتورها

2- حفاظت مقايسه بار در خطوط انتقال انرژي و كابل هاي زميني

" بازگرداندن"

چهار چیز است که نمی شود آنها را باز گرداند:

- سنگ، پس از رها کردن.

- حرف، پس از گفتن.

- موقعیت، پس از پایان یافتن.

- زمان، پس از گذشتن.