"ولادت امیر المؤمنین حضرت علی (ع) مبارک باد"
فردا بیست و ششم تیرماه 1387 مصادف با ولادت پر برکت امیر المؤمنین حضرت علی (ع) و روز پدر است. روز بزرگ مردی که خود پدر همه یتیمان بود و با دستهای مبارک و پر مهر و محبت خویش ، یتیمان را نوازش میکرد و آنان را مورد الطاف خود قرار میداد. این روز فرخنده بر همه خانواده ها و بخصوص پدران گرامی مبارک باشد.
به مناسبت این روز مبارک و برای خانواده هائی که به هر نحوی پدر خود را از دست داده اند و پدری نیست که آنان را در آغوش گرم خود بگیرد، شعری زیبا از شاعره شهیر ایران زمین پروین اعتصامی" که در سوگ پدرش سروده را انتخاب کرده ام که تقدیم آنان میکنم.
وی چنین میگوید:
پدر ! آن تیشه که بر خاک تو زد دست اجل
تیشهای بود که شد باعث ویرانی من
یوسفت نام نهادند و به گرگت دادند
مرگ ، گرگ تو شد، ای یوسف کنعانی من
مه گردون ادب بودی و در خاک شدی
خاک ، زندان تو گشت، ای مه زندانی من
از ندانستن من، دزد قضا آگه بود
چو تو را برد، بخندید به نادانی من
آن که در زیر زمین، داد سر و سامانت
کاش میخورد غم بیسر و سامانی من
به سر خاک تو رفتم، خط پاکش خواندم
آه از این خط که نوشتند به پیشانی من
رفتی و روز مرا تیره تر از شب کردی
بی تو در ظلمتم، ای دیدهی نورانی من
بی تو اشک و غم و حسرت، همه مهمان منند
قدمی رنجه کن از مهر، به مهمانی من
صفحهی روی ز انظار، نهان میدارم
تا نخوانند بر این صفحه، پریشانی من
دهر، بسیار چو من سربگریبان دیده است
چه تفاوت کندش، سر به گریبانی من
عضو جمعیت حق گشتی و دیگر نخوری
غم تنهائی و مهجوری و حیرانی من
گل و ریحان کدامین چمنت بنمودند ؟
که شکستی قفس، ای مرغ گلستانی من
من که قدر گهر پاک تو میدانستم
ز چه مفقود شدی، ای گهر کانی من
من که آب تو ز سرچشمهی دل میدادم
آب و رنگت چه شد، ای لالهی نعمانی من
من یکی مرغ غزلخوان تو بودم، چه فتاد
که دگر گوش نداری به نوا خوانی من
گنج خود خواندیم و رفتی و بگذاشتیم
ای عجب، بعد تو با کیست نگهبانی من