"نامه ای از ویکتور هوگو"
"نامه ای از ویکتورهوگو"
امروز یه نامه ای به دستم رسید. میدونین این نامه از کی بود ؟. . . . .
این نامه، از "ویکتور هوگو" نویسنده توانا و شهیر فرانسوی بود، که البته خودش مستقیم برام نفرستاده بود؟ بلکه یکی از دوستان از طریق ایمیل ارسال کرده بود که در همین جا از ایشون تشکر میکنم .
شما هم دوست دارین این نامه را ببینید؟. . . . .
پس اگه دوست دارین، بفرمائید شما هم بخونین:
قبل از هر چیز برایت آرزو می کنم که،
عاشق شوی .....
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد
واگر اینگونه نیست، تنهاییت کوتاه باشد
و پس از تنهاییت، نفرت از کسی نیابی
آرزو مندم که اینگونه پیش نیاید .....
اما اگر پیش آمد ،
باید بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی .....
برایت همچنان آرزو دارم،
دوستانی داشته باشی .....
از جمله دوستان بد و ناپایدار .....
برخی نادوست و برخی دوستدار .....
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است .....
برایت آرزومندم که،
دشمن نیز داشته باشی ......
نه کم و نه زیاد . . . . . درست به اندازه
تا گاهی، باورهایت را مورد پرسش قرار دهند
که دست کم، یکی از آنها اعتراضش به حق باشد ......
تا که زیاد به خود غره نشوی ......
و نیز آرزومندم،
مفید فایده باشی ، نه خیلی غیر ضروری .....
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد، تا تو را سرپا نگاه دارد
همچنین برایت آرزومندم،
صبور باشی ......
نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند ......
چون این کار ساده ای است
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند ......
و با کاربرد درست صبوریت، برای دیگران نمونه شوی
و امیدوارم،
اگر جوان هستی،
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی .....
و اگر رسیده ای، به جوا ن نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی .....
چرا که هر سنی،
خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است
بگذاریم در ما جریان یابد .....
امیدوارم،
سگی را نوازش کنی، به پرنده ای دانه بدهی و به آواز یک سهره گوش کنی، وقتی که آواز سحرگاهیش را سر میدهد .....
چرا که به این طریق ،
احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان .....
امیدوارم،
که دانه ای هم بر خاک بیفشانی .....
هر چند خرده باشد .....
و با روییدنش همراه شوی .....
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد
به علاوه امیدوارم،
پول داشته باشی، زیرا در عمل به آن نیازمندی .....
و سالی یک بار پولت را جلوی رویت بگذاری و بگویی
"این مال من است"
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان ارباب دیگری است !
و در پایان،
اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیآغازید .....
اگر همه اینها که گفتم
برایت فراهم شد .....
دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم .....
"ویکتور هوگو"
"به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن."